معنی عاصی

معنی عاصی

6 بازدید
(ع ص) گناهکار و نافرمان. ج، عُصاة. (آنندراج) (غیاث اللغات): بدانسته بودم همه پیش ازین که عاصی بخواهد شد او همچنین. فردوسی. چون کند سی ساله عاصی را عذاب جاودان این چنین حکم و قضای ایزد دادار نیست. ناصرخسرو. عاصیان از گناه توبه کنند عارفان از عبادت استغفار. سعدی (گلستان). عاصی که دست بخدا بردارد به از عابدی که کبر در سر دارد. (گلستان). || (اِ) رگی که خون آن نایستد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || کره شتر که دنبال مادر خود نرود و از او بی نیاز باشد. ج، عَواصی. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || در اصطلاح اطباء معده ای که اثر مسهل نپذیرد. || ابر سیاه که بارش نکند. (از غیاث اللغات).
(اِخ) شیخ محمد حسن بن شیخ محمد رفیع رشتی اصفهانی، متخلص به عاصی. از دانشمندان قرن سیزدهم هجری بود و از آثار اوست: جامع المصائب و وسیلة النجاة. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۴۹). و رجوع به الذریعه ج ۵ ص ۷۰ شود.
(اِخ) نام نهر حماة و حمص است معروف به میماس که از دریاچهٔ قدس سرچشمه میگیرد و به دریاچهٔ انطاکیه میریزد. (از معجم البلدان ص ۹۶).

کلمات هم‌قافیه با «عاصی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «صی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید