معنی عاصفة
8 بازدید
[ صِ فَ ] (ع ص) مؤنث عاصف: ریح عاصفة؛ باد سخت. لیل عاصفة؛ شب با باد سخت تند. ج، عاصفات و عواصف. (ناظم الاطباء) (المنجد) (منتهی الارب) (غیاث اللغات). رجوع به عاصف شود.
کلمات همقافیه با «عاصفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر