معنی عاصب
7 بازدید
[ صِ ] (ع ص) سخت گرسنه که از شدت آن سنگ بر کمر بسته باشد. || افق عاصب؛ افق سرخ غبارناک. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عاصب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صب» برای سرودن شعر