معنی عاشقانه
8 بازدید
[ شِ نَ / نِ ] (ص نسبی، ق مرکب) عاشق وار. از روی عشق. از کمال محبت. با نهایت میل : دعوت عاشقانه میکردم بخت درهای آسمان بگشاد.خاقانی. در آن صحرای خرم رخش میراند سرود عاشقانه باز میخواند.نظامی. صائب اگر بیار سخن فهم میرسید میشد جهان پر از غزل عاشقانه اش.صائب.
کلمات همقافیه با «عاشقانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر