معنی عادن
8 بازدید
[ دِ ] (ع ص) ناقهٔ بر یک جای باشنده از علف. || پیوسته شورگیاه چرنده. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر