معنی عاتر
6 بازدید
[ تِ ] (ع ص) مضطرب. (مهذب الاسماء). به اهتزاز درآینده. گویند: عنده سیف باتر و رمح عاتر. (اقرب الموارد). || فرج دروا کرده از شهوت. (تاج العروس) (منتهی الارب). فرج گشاده از تیزی شهوت. (منتهی الارب).[ تِ ] (اِخ) شهری است در ساحل یهودا صحیفهٔ یوشع ۱۹ : ۷ که آن را توکن نیز گویند کتاب اول تواریخ ایام ۴ : ۳۲ و بعضی را گمان چنان است که عاتر همان تل آثار است و دیگران آن را عتاره گویند و بعضی گمان دارند که عطره میباشد. (قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «عاتر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تر» برای سرودن شعر