معنی عائش
6 بازدید
[ ءِ ] (ع ص) نیکوحال. (منتهی الارب).[ ءِ ] (اِخ) ابن انس. یکی از راویان است که از عطا روایت کند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «عائش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئش» برای سرودن شعر