معنی عائس
7 بازدید
[ ءِ ] (ع ص) نیکو سیاست کنندهٔ شتران. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || نگاهدارندهٔ مال و تدبیرکنندهٔ آن. یقال هو عائس مال. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عائس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئس» برای سرودن شعر