معنی ظهوری
5 بازدید
[ ظُ ] (اِخ) از قدمای شعرای عثمانی است منسوب به خانوادهٔ دلبندزاده از اهل مناستر و به همانجا درگذشته است.[ ظُ ] (اِخ) تبریزی. شاعری است. از اوست: چه رشک میبری ای دل به کشتگان غمش تو هم به مقصد خود میرسی شتاب مکن.[ ظُ ] (اِخ) ترشیزی. از شعرای خراسان است. او به هندوستان مسافرت کرد و به خدمت ابراهیم عادلشاه ثانی رسید و ساقی نامهٔ خود را که حاوی چهارهزار بیت است به نام وی پرداخت. او را دیوانی است و هم سه رساله به نام «خوان خلیل» و «رسالهٔ نورس» و «گلزار ابراهیم» و کتاب منشآت. وفات او در ۱۰۲۶ هـ . ق. روی داد. از اوست: بهار است بی می حرام است زیست بر احوال زهاد باید گریست بهار است رخت ورع کن گرو می کهنه دارد کنون سال نو.[ ظُ ] (اِخ) شیرازی. شاعری است. از اوست: تو پاک دامنی از ما ز رشک نزدیک است که سر به وادی تهمت دهی گمان مرا اگر دروغ وگر راست حرفها دارم ز غیر زود ببر یا ببر زبان مرا.
کلمات همقافیه با «ظهوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر