معنی ظلالة
7 بازدید
[ ظَ لَ ] (ع اِ) ابر که سایهٔ آن را بر زمین بینی، یا ابر که تنها نماید. || کالبد. || دامت ظلالة الظل بالکسر و ظُلّتُه بالضّم؛ أی ما یستظل به من شجر أو حجر أو غیر ذلک؛ پاینده باد آنچه در سایهٔ آن زیستن توان. || ظلة. رجوع به ظل شود.
کلمات همقافیه با «ظلالة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر