معنی ظرب
7 بازدید
[ ظَ رِ ] (ع اِ) سنگ برآمدهٔ تیزاطراف یا کوه پست گسترده یا کوه خرد و پشته. ج، ظِراب. || کوه تیزقُلّه در آسمان که نه وادی دارد و نه شکاف و همهٔ آن سیاه است. || (اِخ) برکه ای است میان قرعاء و واقصه در راه مکّة. (معجم البلدان). || نام اسب رسول اکرم صلوات اللََّه علیه. || نام مردی است.[ ظُ رُب ب ] (ع ص) کوتاه بالای درشت و پرگوشت.[ ظَ رَ ] (ع مص) چفسیدن. التصاق. ملصق شدن. دوسیدن.
کلمات همقافیه با «ظرب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رب» برای سرودن شعر