معنی ظرایف
7 بازدید
[ ظَ یِ ] (ع ص، اِ) ظَرائِف. جِ ظریفه : به زیورها و گوهرهای شهوار ظرایفها و دیباهای بسیار.(ویس و رامین). امیر مسعود را بسیار نزل فرستاده بود [ منوچهربن قابوس ] پوشیده به خطها و نامه ها و ظرایف گرگان و دهستان. (تاریخ بیهقی). و مواضعت نهاده [ عیسی ] هر سالی که خراج فرستد برادرزاده را هزار دینار هریوه باشد بیرون از جامه و ظرایف. یک سال آورده بودند و بدین رضا افتاد. (تاریخ بیهقی). و رجوع به ظرائف شود.
کلمات همقافیه با «ظرایف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر