معنی طی‌ء

معنی طی‌ء

8 بازدید
[ طَیْ یِ ءْ ] (اِخ) تیرهٔ (حیّ) دوم از قبیلهٔ کهلان (کلمهٔ مزبور مأخوذ از ریشهٔ «طاءة» بر وزن طاعة باشد که بمعنی دور در شدن در چراگاه است). این تیره عبارتند از: بنوطی ءبن اددبن زیدبن یشحب بن عریب بن زیدبن کهلان و نسبت به ایشان طائی است و حاتم طائی معروف بکرم و ابوتمام طائی شاعر مشهور به آنان منسوبند و شمارهٔ تیرهٔ مزبور بسیار است، ابن خلدون در کتاب العبر آرد: منازل ایشان در یمن بود اما پس از بیرون رفتن قبیلهٔ اَزد هنگام سیل عرم و پراکنده شدن آنان تیرهٔ طی ء نیز از یمن خارج شدند و به نجد و حجاز نزدیک بنی اسد فرودآمدند، آنگاه بر بنی اسد غالب آمدند و دو ناحیهٔ کوهستانی اجأ و سلمی را از آنان بازستدند و در آن کوه سکونت گزیدند و تاکنون آن دو کوه را بنام طی ء خوانند، سپس در آغاز اسلام و هنگام فتوحات در اقطار دیگر پراکنده شدند، و ایشان را تیره هایِ (بطونِ) بسیار است. (از صبح الاعشی ج ۱ ص ۳۲۰). و رجوع به طائی شود.
[ طَیْ یِ ءْ ] (اِخ) ابن اُدَد. از طایفهٔ کهلان و از نیاکان عصر جاهلیت و منسوب به سوی آن را طائی گویند. فرزندان وی در یمن مُقیم بودند و از آنجا به دو کوه اجأ و سلمی نقل و تحویل کردند و منازل آنان از پائین فید تا پایان اجأ و تا قریات (واقع در بادیهٔ عراق از ناحیهٔ شام) کشیده بود. و در عصر حاضر نیز بطنهای بسیاری از فرزندان آن جد جاهلی در بادیهٔ عراق و شام متفرق و پراکنده میباشند. (الاعلام زرکلی ج ۲ ص ۴۵۳). نام قبیله ای است از قبائل عرب. (سمعانی ص ۱۲). حاتم، جوانمرد معروف از آن قبیله بوده و باآنکه منسوب به آن قبیله را طائی نامند در اثناء سخن منثور و منظوم در پارسی اغلب «حاتم طی» هم نام میبرند. رجوع به «طاءة» و نیز رجوع به ص ۳۳۶ و ص ۳۰ و ۵۸ ج ۳ و ص ۱۳۰ ج ۴، عیون الاخبار و ص ۱۶۵ ج ۱ و ص ۲۶۴ و ۳۰۶ ج ۲ و ص ۵۹ و ۲۴۲ و ۳۰۳ ج ۴ و ص ۱۵۹ ج ۵ و ص ۱۴ و ۹۱ و ۹۹ و ۱۱۳ ج ۶ و ص ۱۵۴ ج ۷ عقدالفرید و ص ۶۱ و ۱۰۵ و ۲۲۱ و ۲۹۹ کتاب المعرب و ص ۲۹، ۳۰، ۳۱، ۳۱۷ الموشح و ص ۱۵۶ عیون الانباء ج ۱ و ص ۱۵ نزهة القلوب چ لیدن و ص ۱۰۸، ۱۷۰، ۴۴۴، ۴۵۵، ۵۰۸، ۵۰۹ ج ۱ امتاع الاسماع و ص ۱۶۶ ج ۲ شعوری شود.

کلمات هم‌قافیه با «طی‌ء»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «‌ء» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید