معنی طوارف
6 بازدید
[ طَ رِ ] (ع ص، اِ) جِ طارف. || چشمها، گویند: لاتراه الطوارف. (منتهی الارب). چشمان. (منتخب اللغات). || دد که برباید شکار را. || خیمه و خرگاه دامنها درواکرده جهت نگریستن ماوراء آن. (منتهی الارب). خیمه که دامن او برداشته شود تا بیرون نظر کرده شود. (منتخب اللغات).
کلمات همقافیه با «طوارف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر