معنی طهور
85 بازدید
[ طَ ] (ع مص) طهارت کردن. (منتهی الارب). پاک کردن. پاکیزه ساختن. || (اِ) آب دستی آنچه بدان طهارت کنند. (منتهی الارب). || (ص) پاک کننده. (منتهی الارب) (آنندراج). آب پاک کننده. (مهذب الاسماء): و انزلنا من السماء ماءً طهوراً؛ و از آسمان فرستادیم آبی پاک و پاک کننده یعنی آب باران و آن آبی بود هم پاک و هم پاک کننده و طهور گفتند بمعنی مطهِّر است و این حکم آب باران است مادام تا چیزی به او نرسد که او را پلید کند، و به او رفع حدث توان کردن و ازالهٔ نجاست. (قرآن ۲۵ / ۴۸، از تفسیر ابوالفتوح رازی). {/Bوَ سَقََاهُمْ رَبُّهُمْ شَرََاباً طَهُوراً؛۱۲-۱۶۷۶:۲۱/} شرابی پاکیزه یعنی آلوده نشود آبش به آنچه آلوده شود آبهای دنیا از چیزهائی که آن را از حکم پاکی ببرد. گفتند خمرش پاکیزه باشد از آنکه مستی کند و خمار آورد و داعی بقبایح. و گفتند: معنی آنست که پاک بود به وقت دویم، مستحیل نشود ببول بل از اندام ایشان جدا شود بمانند عرق که بوی مشک دارد. ابوقلابة گفت: خدای تعالی هر مردی را از اهل بهشت چندانی شهوت و نهمت و قوت بدهد که صد مرد را از اهل دنیا. چون طعامی که خواهند بخورند ایشان را شرابی دهند که شکم ایشان مطیب شود و به وقت هضم طعام و شراب و رشحی شود و از اندام ایشان بیاید بمانند مشک اذفر، باز دیگرباره شکم ایشان تهی شود و بشهوت طعام بازآید. و گفتند شراب طهور یعنی شرابی مطهِّر پاک کننده ایشان را از ادناس و انجاس پاک کند و ایشان را چنان کند که صلاحیت مقام بهشت دارند. (قرآن ۷۶ / ۲۱، از تفسیر ابوالفتوح). بساقی گری گر کند جلوه حور نگیرم ز دستش شراب طهور. ظهوری (از شعوری ج ۲ ص ۱۶۳).[ ] (اِخ) ملک جزیرهٔ ماسلاماجین (؟) (مجمل التواریخ و القصص ص ۲۷).
کلمات همقافیه با «طهور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر