معنی طنطنة
8 بازدید
[ طَ طَ نَ ] (ع مص) به آواز آوردن تشت و جز آن. (منتهی الارب). || (اِ) بانگ رود و بربط. (مهذب الاسماء). بانگ رود. (دهار). حکایت آواز طنبور و مانند آن. (منتخب اللغات) (منتهی الارب). آواز رباب و بربط و رود و امثال آنها را گویند. (برهان). آواز طنبوره و رود و بربط... و بمعنی آواز نقاره و کوس نیز مستعمل شده زیرا که از هر دو نقاره یکی زیر باشد و دیگر بم، پس آواز زیر را طنطنه نامند و آواز بم را دمدمه. (غیاث) (آنندراج). || آوازه. (منتهی الارب). کرّ و فرّ. (غیاث) (آنندراج): گرگ بیچاره اگرچه گرسنه ست متهم باشد که او در طنطنه ست.مولوی. طنطنهٔ ادراک و بینائی نداشت دمدمهٔ روبه بر او سکته گماشت.مولوی. آنجا که عشق طنطنهٔ الرحیل زد خود را سیاه مست بدریای نیل زد. ملا قاسم مشهدی.
کلمات همقافیه با «طنطنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر