معنی طناب قورق
8 بازدید
[ طَ بِ قُ رُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) طنابی که گرد خیمهٔ سلاطین کشند و در سواری سلاطین و حکام بندند از جهت امتناع آمدورفت مردم عوام از عالم باره که در هندوستان مرسوم است و در آن زبان جالی گویند. شفیع اثر راست : ز چین جبه فرومایگان دنیادار کشیده اند طناب قورق برای فقیر. و له : بر سر راه او طناب قورق بسته از چلهٔ کمان باشد.(از آنندراج).
کلمات همقافیه با «طناب قورق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رق» برای سرودن شعر