معنی طموس
8 بازدید
[ طُ ] (ع مص) ناپدید شدن راه و جز آن. (منتهی الارب). ناپدید شدن. (تاج المصادر) (دهار) (زوزنی) (منتخب اللغات). || محو و پاک گردیدن. (منتهی الارب). || محو کردن. امحاء. دروس. کهنه شدن. (منتخب اللغات). کهنه شدن جامه. (زوزنی). انمحاء. زوال اثر: طموس کواکب؛ بشدن نور آنان.
کلمات همقافیه با «طموس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر