معنی طمل

معنی طمل

8 بازدید
[ طِ ] (ع ص، اِ) مرد پلیدزبان شوخ چشم بیباک. ج، طمول. (منتهی الارب). مرد بدکار که از بد کردن باک ندارد. (منتخب اللغات). || آب تیره. || جامهٔ سبزرنگ. || گلیم سیاه. || سیاه هرچه باشد. (منتهی الارب) (منتخب اللغات). || ناکس. فرومایه. (منتهی الارب). لئیم. (منتخب اللغات). || گول. (منتهی الارب). نادان. (منتخب اللغات). || دزد. (منتهی الارب). دزد بدکار. (منتخب اللغات). بترین دزدان. (مهذب الاسماء). || نافرمان. (منتهی الارب). || جامهٔ کهنه. (منتهی الارب) (منتخب اللغات). || گرگ تیره رنگ خفی الشخص. (منتهی الارب). گرگ تیره رنگ که رنگش بسیاهی مایل بود. (منتخب اللغات). || گرگ سخت حیله. || درویش بدخوی و بحال زشت و تنگ زندگانی و چرکن. مرد برهنه. (منتهی الارب). || گردن بند. (منتهی الارب) (منتخب اللغات).
[ طَ ] (ع مص) آفرینش. (منتهی الارب). خلق عالم و آفریدگان. || سخت راندن ستور. (منتخب اللغات). سخت راندن شتر. (منتهی الارب). نیک راندن شتر. (تاج المصادر). || باریک بافتن بوریا و رشته ها در آن داخل کردن. (منتهی الارب). بافتن حصیر و رشته ها در آن کردن. (منتخب اللغات). || سبزرنگ کردن جامه. (منتهی الارب) (منتخب اللغات). || باز و پهن کردن نان به مطمله. (منتهی الارب) (منتخب اللغات). گردهٔ بزرگ وابردن. (تاج المصادر). || پهن و برابر کردن چیزی. || آلودن خون تیر را. (منتهی الارب). آلوده شدن تیر بخون. آلوده شدن هر چیز بروغن یا بقیر. (منتخب اللغات). آلوده شدن هر چیز بروغن و خون و قیر و نظائر آن. || در کار بد افتادن و آلوده شدن بدان. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «طمل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید