معنی طمغاج‌خان

معنی طمغاج‌خان

8 بازدید
[ طَ ] (اِخ) بیشتر ملوک ترک معروف به خانیه که پیش از مغول در نواحی ناحیت یا شهر طمغاج سلطنت داشته اند ملقب به طمغاج خان باشند. شاید طمغاج خان بمعنی خان طمغاج باشد مانند بخاراخداه و امثال آن در فارسی. بگفتهٔ صاحب برهان و آنندراج و اسدی در فرهنگ، طمغاج خان نام پادشاه سمرقند بود و برخی گویند نام پادشاه تبت و یغماست : تاج برْبود از سر مهراج زنگ یارهٔ طمغاج خان کرد آفتاب.خاقانی. کیخسرو هدی که غلامانْش را خراج طمغاج خان به تبت و یغما برافکند.خاقانی. رجوع به توضیح طمغاج و طفقاج شود.
[ طَ ] (اِخ) ابن بغراخان. خان ترکستان از معاصرین مسعود و محمود غزنوی و پدر تَرکان خاتون زوجهٔ ملکشاه سلجوقی که سلطان سلجوقی بسال ۴۷۱ هـ . ق. پس از فتح سمرقند وی را بحبالهٔ نکاح خویش آورد. (حبیب السیر ج ۱ ص ۳۷۳).
[ طَ ] (اِخ) (قلج...) مسعودبن حسن. ممدوح سوزنی سمرقندی شاعر: شاهنشه ملوک و سلاطین شرق و غرب صاحبقران روی زمین خسرو زمان طمغاج خان عادل سلطان گوهری از نفس خویش تا ملک افراسیاب خان خورشید ملک داران مسعودبن حسن کز کاخ اوست مطلع خورشید آسمان. سوزنی. آفرین گویان چو گویند آفرین در هر دیار بر قلج طمغاج خان آن شاه اعدامال باد. سوزنی.
[ طَ ] (اِخ) از ملوک ترک ماوراءالنهر معروف به افراسیابیه و خانیه. رجوع به جهانگشای جوینی ج ۲ ص ۴ شود.

کلمات هم‌قافیه با «طمغاج‌خان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید