معنی طمع گسستن
6 بازدید
[ طَ مَ گُ سَ سْ تَ ] (مص مرکب) طمع بریدن. قطع امید کردن. دل برداشتن. صرف نظر کردن. ترک آز: سزد که بگسلم از یار سیم دندان طَمْع سزد که او نکند طَمْع پیر دندان کَرْو.کسائی. طمع بند و دفتر ز حکمت بشوی طمع بگسل و هرچه خواهی بگوی.سعدی.
کلمات همقافیه با «طمع گسستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر