معنی طمع خام

معنی طمع خام

7 بازدید
[ طَ مَ عِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) تمنای امری که ممکن نباشد. (غیاث). کنایه از توقع داشتن بچیزی است که ممکن الحصول نباشد. (برهان). هوس بی حاصل و تمنای امری که ممکن نباشد. (آنندراج): عکس روی تو چو در آینهٔ جام افتاد عارف از خندهٔ می در طمع خام افتاد. حافظ. طمع خام بین که قصهٔ فاش از رقیبان نهفتنم هوس است.حافظ. خاک دارد فلک از کاسهٔ امّید دریغ طمع خام ازو آب بقا میخواهد.طالب کلیم. من کجا آرزوی وصل دلارام کجا دل نومید کجا این طمع خام کجا. محمدقلی میلی. ما دل به چین زلف دلارام بسته ایم در بادهٔ لبش طمع خام بسته ایم. شاهی سبزواری (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «طمع خام»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ام» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید