معنی طماچه
8 بازدید
[ طَ چَ / چِ ] (اِ) سیلی. طپانچه: سمال پدر قبیله ای بدان جهت که شخصی را به طماچه کور کرد. (منتهی الارب). سالقة؛ زنی که در مصیبت بسیار بانگ کند و روی خود را طماچه زند. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «طماچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر