معنی طلم
7 بازدید
[ طُ ] (ع اِ) خوان نان نهادن. (منتهی الارب).[ طَ ] (ع مص) الضرب ببسط الکف. با کف دست زدن. || طلم الخبزة؛ برابر و درست ساخت نان را. (منتهی الارب).[ طَ لَ ] (ع اِ) چرک دندان که از ناکردن مسواک گرد آید. (منتهی الارب). چرک دندان را گویند. (فهرست مخزن الادویه).
کلمات همقافیه با «طلم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لم» برای سرودن شعر