معنی طلادوز
6 بازدید
[ طِ / طَ ] (ن مف مرکب) دوخته شده با طلا. چیزی که به تارهای طلا دوخته باشند. بابافغانی راست : از رنگ دگر سوخت دل از دور چو دیدت نقش کمر و تاج طلادوز ندانست. (از آنندراج). آنکه دستار طلادوز علم گردانید کرد چون ریشه پریشان من سرگردان را. نظام قاری (دیوان البسه ص ۹۸). || (نف مرکب) دوزنده با تارهای طلا.
کلمات همقافیه با «طلادوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر