معنی طلاب
7 بازدید
[ طِ ] (ع مص) مطالبه. خواستن حق خود را از کسی. بازجست کردن. (منتهی الارب). درخواستن چیزی.[ طُلْ لا ] (ع ص، اِ) جِ طالب. (منتهی الارب).[ طَلْ لا ] (ع ص) بسیار جوینده. بسیار خواهنده. ج، طلابون. || (اِخ) نام مردی است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «طلاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر