معنی طفاوی
7 بازدید
[ طُ وی ی ] (ص نسبی) نسبت است به طفاوة. (انساب سمعانی). و این طفاوة چنانکه از عیون الاخبار نقل کردیم موضعی به بصره بوده است.[ طُ وی ی ] (اِخ) ابوالمنذر محمدبن عبدالرحمان طفاوی. از ائمهٔ بصره که از حمید طویل و اعمش و هشام بن عروة و ایوب سجستانی روایت کرده است و احمدبن حنبل و زهیربن حرب و علی بن مدینی و مقدمی و ابوالاشعث احمدبن مقدام عجلی و عمروبن محمد ناقد از وی روایت دارند... علی بن مدینی میگفت وی ثقه است. ابوالمنذر بسال ۱۸۷ هـ . ق. درگذشته است. (از انساب سمعانی برگ ۳۷۱).[ طُ وی ی ] (اِخ) ابوالمهلب هدیم بن عثمان بن عیسی بن هدیم بن عتیق طفاوی. از مردم بصره بوده است. او از بندام بن مسکین و عبادةبن زادان و ابوهلال راسی و حمادبن سلمة و قاسم بن فضل حدانی و عبدالعزیزبن مسلم روایت دارد و ابوزرعه و ابوحاتم رازیان و گروه دیگری از وی روایت کرده اند. (از انساب سمعانی برگ ۳۷۱).[ طُ وی ی ] (اِخ) ابوالهول عطیة طفاوی. از تابعین بصره بوده است که از ابوعمر روایت کرده است و سلیمان تمیمی و خالد الحذا و عوف اعرابی از او روایت دارند. (از انساب سمعانی برگ ۳۷۱).[ طُ وی ی ] (اِخ) عبداللََّه بن عیسی طفاوی. از مردم بصره بوده که در بغداد سکونت گزیده است و در آنجا از پدرش حدیث کرده است. وی از عاصم و یوسف بن عطیهٔ صفار و عبیداللََّه بن سمیطبن عجلان سماع دارد و ابراهیم بن عبداللََّه بن جنید و حاتم بن لیث جوهری و عبداللََّه بن احمدبن ابراهیم دورقی و ابوبکربن ابی الدنیا از او روایت کرده اند. (از انساب سمعانی برگ ۳۷۱).[ طُ وی ی ] (اِخ) مدرک بن عبدالرحمان طفاوی. از مردم بصره بوده و از حمید طویل روایت کرده است. (از انساب سمعانی برگ ۳۷۱).
کلمات همقافیه با «طفاوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر