معنی طفاوة

معنی طفاوة

7 بازدید
[ طُ وَ ] (ع اِ) خرمن ماه. || خرمن آفتاب. (منتهی الارب). سرای آفتاب. (مهذب الاسماء). دایرهٔ گرد آفتاب و گرد ماه و اکثر استعمال آن در دایره ای که گرد آفتاب پدید آید کنند و دایرهٔ گرد ماه را هاله گویند. (منتخب اللغات). || کفک دیگ. (منتهی الارب). کفی که بالای دیگ ظاهر شود. (منتخب اللغات). || پاره ای از هر چیزی. یقال: اصبنا طفاوةً من الربیع؛ ای شیئاً منه. (منتهی الارب).
[ طُ وَ ] (اِخ) نام قبیله ای است از قیس غیلان و هو منبه بن اعصربن سعدبن قیس غیلان. (منتهی الارب). طایفه ای از قیس غیلان. (عیون الاخبار ج ۳ ص ۲۰۶ حاشیه). || موضعی است به بصره و بنام قبیله ای که بدانجا فرودآمدند نامیده شده است. (عیون الاخبار ج ۳ ص ۲۰۶ حاشیه).

کلمات هم‌قافیه با «طفاوة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید