معنی طغاتیمور
7 بازدید
[ طُ تَ ] (اِخ) چهاردهمین پسر هلاکوخان که مادرش در سلک قمکان انتظام داشت. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۱۰۳ شود.[ طُ تَ ] (اِخ) از امرای غازان بوده است که در جنگ با مصر و شام منهزم شد. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۱۵۶ شود.
کلمات همقافیه با «طغاتیمور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر