معنی طرطقة
6 بازدید
[ طَ طَ قَ ] (ع مص) بانگ برداشتن. برآوردن بانگی بلند و خشن. طرق و طرق کردن. چکاچاک کردن. درق و درق کردن. تراک کردن. طراق طراق کردن. || طراق طراق کردن استخوان (در حمام). || در را کوبیدن. (دزی ج ۲ ص ۳۷).
کلمات همقافیه با «طرطقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر