معنی طرطق
7 بازدید
[ طَ طَ ] (ع اِ) دُرد. لرد. دُردی. ثفل. حثاله. رسوب. طرطیر. ج، طراطق. و رجوع به طرطیر شود. (دزی ج ۲ ص ۳۷).
کلمات همقافیه با «طرطق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طق» برای سرودن شعر