معنی طرادة
7 بازدید
[ طَرْ را دَ ] (ع ص، اِ) مؤنث طراد. کرجی. بلم. قایق. طراد. لتکا. زورق. قفه. || زن بدعمل. || رانندهٔ کشتی. (مهذب الاسماء). || علم. و رجوع به ایران باستان ج ۲ ص ۱۷۱۲، ۱۷۱۴، ۱۷۱۵، ۱۷۸۶ شود.
کلمات همقافیه با «طرادة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر