معنی طرء
9 بازدید
[ طَرْءْ ] (ع مص) از جائی و شهری آمدن کسی را. (منتهی الارب). یا ناگاه بدرآمدن از جائی بر کسی. یقال: طرأَ علیهم؛ اذا اتاهم من مکان، او خرج علیهم منه فجاءَة. (منتهی الارب). آمدن از جائی. (آنندراج). از جائی و شهری برآمدن. (صراح). از شهری به شهری برآمدن.
کلمات همقافیه با «طرء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رء» برای سرودن شعر