معنی طبنة
7 بازدید
[ طُ نَ ] (ع اِ) آواز طنبور. || آواز رباب. || بازیچه ای است. (منتهی الارب) (آنندراج). ج، طُبَن، طُبْن.[ طُ نَ ] (اِخ) شهری است بر کرانهٔ افریقیه نزدیک سرزمین مغرب کنار نهر زاب، این شهر به دست موسی بن نصیر گشوده شد و بیست هزار تن اسیر از آنجا گرفت، پادشاه آن که «کسیله» نام داشت گریخت. باروی این شهر با آجر بسیار سخت بنا شده، کوشک و حومه ای دارد. بین قیروان تا سجلماسة شهری از آن بزرگتر نیست. عمربن حفص هزار مرد المهدی بسال ۴۵۴ هـ . ق. بنای این شهر را نو ساخت. (معجم البلدان چ وستنفلد ج ۳ ص ۵۱۵). و آن مسقط گروهی از مشاهیر علماء و ادباء بوده است. رجوع به قاموس الاعلام ترکی و طبن شود.[ طِ نَ ] (ع اِمص) زیرکی. (منتهی الارب) (آنندراج) (مهذب الاسماء). ج، طِبَن.
کلمات همقافیه با «طبنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر