معنی طبعنواز
7 بازدید
[ طَ نَ ] (نف مرکب) مهربان. دمساز. سازگار. دلخواه : گر نفسی طبع نواز آمدی عمر ببازی شده بازآمدی.نظامی. طبع نوازان و ظریفان شدند با که نشینی که حریفان شدند.نظامی. چون سخن گفته شد به رفق و به راز سخن دلفریب طبع نواز.نظامی. چند از آن داستان طبع نواز گفت و آن نازنین شنید بناز.نظامی.
کلمات همقافیه با «طبعنواز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر