معنی طایق
6 بازدید
[ یِ ] (ع اِ) میان هر یک از دو چوب کشتی و بقولی یکی از چوبهای زورق. و بگفته ای وسط کشتی. لبید گوید: فالتام طائقهاالقدیم فاصبحت ما ان یقوم دراها ردفان. اصمعی گوید: طائق چیزی است که از کشتی نمودار باشد مانند تندیی که از کوه فرودآمده باشد. (ذیل اقرب الموارد از اللسان). رجوع به طائق شود.
کلمات همقافیه با «طایق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر