معنی طایفی
6 بازدید
[ یِ ] (ص نسبی) منسوب به طایف که شهری است در ۱۲فرسخی مکه. (سمعانی). رجوع به طائفی شود.[ یِ ] (اِخ) طائفی. ابویعلی عبداللََّه بن عبدالرحمن یعلی بن کعب ثقفی طایفی. منسوب به طایف. وی از عطا روایت کرده است. ابن مبارک و ابوعاصم از او روایت دارند. (از انساب سمعانی برگ ۳۶۴ «ب»).[ یِ ] (اِخ) طائفی. عبداللََّه بن عبدالرحمن... طائفی. رجوع به ابویعلی عبداللََّه... طائفی شود.[ یِ ] (اِخ) محمدبن سعید طایفی. منسوب به طایف. از اهربن عبداللََّه بن حسن خزاعی روایت کرده است. (از انساب سمعانی ورق ۳۶۴ «ب»).[ یِ ] (اِخ) طائفی. محمدبن عبداللََّه بن افلح طایفی ثقفی. منسوب به طایف. از بشربن عاصم روایت کرده است و ثوری و عبداللََّه بن مبارک از او روایت دارند. (از انساب سمعانی ورق ۳۶۴ «ب»).[ یِ ] (اِخ) محمدبن مسلم طایفی. منسوب به طایف. از عبداللََّه بن دینار و ابراهیم بن میسرة روایت کرده است و یحیی بن سلیم طایفی و عراقیان از وی روایت دارند. و عبدالرحمن بن مهدی گفته است که محمدبن مسلم صحاحی نوشته است. (از انساب سمعانی ورق ۳۶۴ «ب»).[ یِ ] (اِخ) مسلم بن عبد ربه طایفی. منسوب به طایف. از سفیان ثوری روایت کرده است و حسن بن یزیدبن معاویه از وی روایت دارد. (از انساب سمعانی ورق ۳۶۴ «ب»).[ یِ ] (اِخ) یحیی بن سلیم طایفی. منسوب به طایف. از محمدبن مسلم طایفی روایت دارد. (از انساب سمعانی ورق ۳۶۴ «ب»). رجوع به محمدبن مسلم طائفی شود.
کلمات همقافیه با «طایفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر