معنی طاهری
8 بازدید
[ هِ ] (ص نسبی، اِ) نام قسمی کاغذ در قدیم، منسوب به طاهر دوم از امراء طاهریهٔ خراسان. (فهرست ابن الندیم).[ هِ ] (ص نسبی) آنکه و آنچه منسوب به آل طاهر، و منسوب به حریم طاهری یکی از محلات بغداد باشد. (سمعانی).[ هِ ] (اِخ) یکی از شعرای ایران است. از اوست: چو ترک سرکش من مایل شراب شود ز تاب عارض او مرغ دل کباب شود. (از قاموس الاعلام ترکی).[ هِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان بخش مرکزی شهرستان بندرعباس. در ۴۸هزارگزی خاوری بندرعباس و ۷هزارگزی راه مالرو بندرعباس به میناب. جلگه و گرمسیری است با ۳۰ تن سکنه. مزارع خشک، تخت کش، مشکی و سوختگی جزء این ده است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ هِ ] (اِخ) ده و بندری از دهستان ثلاث بخش کنگان شهرستان بوشهر. در ۳۶ هزارگزی جنوب خاوری کنگان، کنار شوسهٔ سابق بوشهر به لنگه. جلگه، گرمسیری و مالاریائی است با ۹۸۰ تن سکنه. آب آن از چاه و قنات. محصول آنجا غلات، خرما، تنباکو و پیاز. شغل اهالی زراعت و ماهیگیری. پاسگاه ژاندارمری گمرک و گارد مسلح گمرک و یک دبستان ۳ کلاسه دارد. لنگرگاهی در کنار خلیج کوچک طاهری است به عمق ۱۱ متر و فاصلهٔ یک کیلومتر از ساحل و قابل استفاده برای کشتی های معمولی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷). بندری است در جنوب ایران که محل صید مروارید، و راندن کشتیهای غواصی میباشد. در بلوک دشتی واقع است. شهر سیراف قدیم که خرابه های آن هنوز در حوالی بندر طاهری دیده میشود، در قرن سوم هجری مهم ترین بنادر خلیج فارس، و مرکز تجارت محصولات ممالک اطراف اقیانوس هند بوده، و بناهای بسیار عالی داشته که بواسطهٔ زلزلهٔ شدیدی همه خراب شده، و دیگر آباد نگشته است. (جغرافیای کیهان قسمت طبیعی ص ۱۰۰). بندر طاهری در ۲۶۸۵۰۰ گزی بوشهر میان اختر و نخل تقی واقع شده است. و رجوع به تاریخ سیستان حاشیهٔ ص ۲۲۹ شود.[ هِ ] (اِخ) ابوبکر احمدبن علی بن عبدالوحد اسقر دلال طاهری. از قاضی ابوالحسین بن مهتدی باللّه هاشمی روایت کرده است و منسوب به حریم طاهری میباشد. (انساب سمعانی ورق ۳۶۴ «الف»).[ هِ ] (اِخ) ابوبکر محمدبن محمدبن اسماعیل طاهری. وی از ابوحفص بن شاهین روایت کرده است. او از خاندان طاهر ذوالیمینین بوده است. (انساب سمعانی ورق ۳۶۴ «الف»).[ هِ ] (اِخ) ابواسحاق طیب بن محمدبن طلحةبن طاهر نیشابوری طاهری. از بزرگان خاندان طاهری است و به علم و حدیث اشتغال داشت و از مردم نیشابور بود. وی از علی بن حجر و علی بن حشرم و اسحاق بن منصور و دیگر محدثان خراسانی سماع کرده است. و هم در عراق از سعیدبن عبدالجبار قرشی و عبیداللََّه بن عمر قواریری سماع دارد. ابوعمر، مستملی و عبداللََّه بن محمدبن سیرویه از او روایت کرده اند. وی در ماه رمضان سال ۲۷۹ هـ . ق. درگذشته است و در مقبرهٔ امیر در نیشابور به خاک سپرده شده است. (از انساب سمعانی ورق ۳۶۴ «الف» و «ب»).[ هِ ] (اِخ) ابوالحسن علی بن عبدالعزیزبن حسن بن محمدبن هرون بن عصام بن رزیق بن محمدبن عبداللََّه بن طاهربن حسین بن مصعب طاهری. وی از ابوبحر محمدبن حسن بن کوثر و احمدبن جعفربن سلم و ابومالک قطیعی و جز آنان روایت کرده است. در شوال سال ۴۸۶ هـ . ق. درگذشته است. وی از خاندان طاهر ذوالیمینین بوده است. (انساب سمعانی ورق ۳۶۴ «الف»). رجوع به ابویعلی احمد طاهری شود.[ هِ ] (اِخ) ابوسعید عبداللََّه بن احمدبن محمدبن عبداللََّه بن طاهربن حسین بن طاهربن عبداللََّه بن حسین بن مصعب بن رزیق طاهری. از مردم مرو شیخی صالح بود و نظری استوار داشت و او نوادهٔ دختری ابوسهل عبدالصمدبن عبدالرحمن بن حسین بزار بود و از وی در جامع معمربن راشد حدیث کرده است. سمعانی گوید: عموی شهید من ابومحمد سمعانی از او برای من روایت کرده است. همچنین ابومحمد عبدالغفاربن عبدالسلام عسالی در مرو و ابوالفضل محمدبن احمدبن معاویه خطیب با اجازه و دیگران از او روایت کرده اند. ابوسعید طاهری در سال ۴۷۱ هـ . ق. درگذشته است. (از انساب سمعانی ورق ۳۶۴ «الف»).[ هِ ] (اِخ) ابوالعباس محمدبن طاهر بغدادی طاهری. وی از ابوعروبة حرانی روایت کرده است و ابونصر احمدبن علی بن عبدوس اهوازی از او روایت دارد. وی از خاندان طاهر ذوالیمینین بوده است. (انساب سمعانی ورق ۳۶۴ «الف»).[ هِ ] (اِخ) ابوعبداللََّه حسین بن طیب طاهری. رجوع به حسین بن طیب شود.[ هِ ] (اِخ) ابوعمرو احمدبن حسن طاهری نیشابوری. نام او اسعد فرخان است. وی از عبداللََّه بن احمدبن حنبل و ابوشعیب حرانی روایت کرده، از خاندان طاهر ذوالیمینین بوده است. (انساب سمعانی ورقِ ۳۶۴ «الف»).[ هِ ] (اِخ) ابوطیب رجوع به طاهربن محمدبن عبداللََّه بن طاهر شود.[ هِ ] (اِخ) ابوالقاسم عبداللََّه بن حسین قسامی حنبلی طاهری. وی از ابونصر رسی روایت میکند و منسوب به حریم طاهری است. (انساب سمعانی ورق ۳۶۴ «الف»).[ هِ ] (اِخ) ابومحمد جعفربن محمدبن علی بن حسین بن اسماعیل بن ابراهیم بن مصعب بن رزیق بن محمدبن عبداللََّه بن طاهربن حسین طاهری. وی از ابوالقاسم بغوی و یحیی بن صاعد و محمدبن عبداللََّه مستعنی روایت کرده است و ابوالحسن عنیقی و ابوطالب بن عساری از او روایت دارند. او مردی ثقه بود در شوال سال ۳۸۳ هـ . ق. درگذشته است. وی از خاندان طاهر ذوالیمینین بوده است. (انساب سمعانی ورق ۳۶۴ «الف»).[ هِ ] (اِخ) ابومنصور. از خاندان طاهریان بوده و بزبان عربی شعر میسروده و در ماوراءالنهر از گویندگان دربار سامانیان بشمار میرفته است. رجوع به احوال و اشعار رودکی ج ۱ ص ۴۴۶ شود.[ هِ ] (اِخ) ابومنصور عبدالرحمن بن محمدبن عبدالواحدبن رزیق طاهری. منسوب به حریم طاهری و او از قاضی ابوالحسین بن مهتدی بالله هاشمی روایت کرده است. (انساب سمعانی ورق ۳۶۴ «الف»).[ هِ ] (اِخ) ابویعلی احمدبن عبدالعزیز طاهری، برادر ابوالحسن علی بن عبدالعزیز... از ابوطاهر مخاض و ابن اخماسمی (کذا) و جز آن دو روایت کرده است. او از خاندان طاهر ذوالیمینین بوده است. (انساب سمعانی ورق ۳۶۴ «الف»). رجوع به ابوالحسن علی بن عبدالعزیز... طاهری شود.[ هِ ] (اِخ) جعفربن محمدبن علی بن حسین... رجوع به طاهری ابومحمد شود.[ هِ ] (اِخ) حسین بن طیب. رجوع به طاهری ابوعبداللََّه و حسین بن طیب شود.[ هِ ] (اِخ) (رباطِ...) یکی از منازل بین راه مرو و خوارزم است که از مرو تا رباط طاهری ۵۴ و از رباط طاهری تا خوارزم ۷۰ فرسنگ و مجموعاً یکصد و بیست و چهار فرسنگ باشد. (نزهةالقلوب ج ۳ ص ۱۸۰).[ هِ ] (اِخ) طیب بن محمدبن طلحة... رجوع به طاهری ابواسحاق شود.[ هِ ] (اِخ) عبدالرحمن بن محمدبن عبدالواحدبن رزیق. رجوع به طاهری ابومنصور عبدالرحمن... شود.[ هِ ] (اِخ) عبداللََّه بن احمدبن محمدبن عبداللََّه... رجوع به طاهری ابوسعید... شود.[ هِ ] (اِخ) عبداللََّه بن حسین قسامی. رجوع به طاهری ابوالقاسم شود.[ هِ ] (اِخ) علی بن عبدالعزیزبن حسن... رجوع به طاهری ابوالحسن شود.[ هِ ] (اِخ) علی بن عبداللََّه طاهری. وی از هشام بن علی شیرازی روایت کرده است و محمدبن طیب بلوطی از او روایت دارد. وی از خاندان طاهر ذوالیمینین بوده است. (انساب سمعانی ورق ۳۶۴ «الف»).[ هِ ] (اِخ) علی بن عبدالوهاب طاهری. وی از عباس بن فضل اسقاطی روایت کرده است. و ابوالحسن دارقطنی از او روایت دارد. وی از خاندان طاهر ذوالیمینین بوده است. (انساب سمعانی ورق ۳۶۴ «الف»).[ هِ ] (اِخ) محمدبن جنید طوسی طاهری. وی از جانب عبداللََّه بن طاهر که از سال ۲۱۴ تا ۲۳۰ هـ . ق. حکمرانی خراسان داشت نیابت میکرد. رجوع به احوال و اشعار رودکی ج ۱ ص ۲۲۰ شود.[ هِ ] (اِخ) محمدبن طاهر بغدادی. رجوع به طاهری ابوالعباس شود.[ هِ ] (اِخ) محمدبن محمدبن اسماعیل... رجوع به طاهری ابوبکر محمدبن... شود.[ هِ ] (اِخ) هراتی. از اهالی هرات و یکی از شعرای ایران است که در زمان سلطان حسین میرزا میزیسته. از اوست: ترا به مهر و وفا اعتبار نتوان کرد چرا که عمری و بر عمر اعتباری نیست چو سایه بیخود اگر در پی تو می افتم ز من مبین که مرا هیچ اختیاری نیست. (از قاموس الاعلام ترکی).[ هِ ] (اِخ) (ملا...) رجوع به طاهر نائینی شود.
کلمات همقافیه با «طاهری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر