معنی طاهره
7 بازدید
[ هِ رَ ] (اِخ) لقب سیدةالنساء فاطمهٔ زهرا علیهاالسلام. رجوع به فاطمهٔ زهرا شود.[ هِ رَ ] (اِخ) ست نفیسه بنت حسن بن زیدبن حسن بن علی بن ابیطالب (ع) که لقبش طاهره و کریمةالدارین است. در سال ۱۴۵ هـ . ق. در مکه متولد شده و در مدینه با زهد و عبادت بسر میبرده و هم بالین اسحاق مؤتمن فرزند حضرت صادق (ع) بوده و از آن دو نور پاک دو فرزند قاسم و ام کلثوم نامی بوجود آمده، پس با شوهر و فرزندان خود بمصر رفته و بفاصلهٔ هفت سال در رمضان ۲۰۸ هـ . ق. در آنجا وفات یافته و اسحاق میخواست که جنازه اش را به مدینه نقل دهد، لیکن اهالی مصر از روی عقیدهٔ کاملی که نسبت به آن مخدرهٔ معظمه داشتند درخواست کردند که آن نعش پاک را در خاک ایشان دفن کند که وسیلهٔ تبرک و میمنت ایشان باشد. اسحاق نیز قبول کرد و وی را در خاک مصر مدفون ساخت و اکنون آرامگاه او زیارتگاه عام و خاص میباشد. طاهره در حق فقرا و بیماران تلطف های بی نهایت مبذول میداشته و همواره روزه دار و شب زنده دار بوده و تا اسحاق حاضر نمیشده، تناول غذا نمیکرده است و در حال احتضار نیز روزه دار بوده و جمعی از حاضران درخواست افطار کردند، گفت: سبحان اللََّه سی سال است که از درگاه خداوندی مسئلت میکنم که روزه دار از دنیا بروم چگونه اکنون از این آرزوی سی ساله دست بردارم و در آن حال این بیت را میخوانده است: اصرفوا عنی طبیبی و دعونی و حبیبی زادنی شوقی الیه و غرامی و نحیبی و پس از آن شروع به تلاوت سورهٔ انعام کرد و چون به آیهٔ شریفهٔ لهم دارالسلام رسید جان بمالک جانان سپرد و امام شافعی در آن اوان ساکن مصر بوده و به زیارت آن خاتون معظمه میرفته و درخواست دعای خیر میکرده است. (از خیرات حسان ج ۳ ص ۱۲۲). و رجوع به ریحانة الادب ج ۲ ص ۱۶۷ شود.[ هِ رَ ] (اِخ) فاطمهٔ زهرا علیهاالسلام. رجوع به فاطمه شود.[ هِ رَ ] (اِخ) قرةالعین. رجوع به طاهرهٔ زرین تاج و قرةالعین شود.[ هِ رَ ] (اِخ) لقب نجمه مادر امام هشتم علی بن موسی الرضا سلام اللََّه علیهما بوده است. میرخواند مینویسد: در کشف الغمة از هشام بن احمد که در سلک خواص کاظم انتظام داشت مروی است که گفت: روزی کاظم مرا مخاطب کرده، فرمود که هیچ دانسته ای که از تجار مغرب کسی آمده است؟ گفتم: ندانسته ام گفت که آمده است. پس با وی سوار شدیم و برفتیم تا به تاجر مغربی رسیدیم و او را گفتیم هر کنیزکی که آورده ای بر ما عرض کن. هفت کنیزک به ما نمود و کاظم علیه السلام هیچ کدام را قبول نفرمود و گفت که دیگر عرض کن، جواب داد که دیگر نمانده است مگر جاریه ای بیمار کاظم، گفت: چه شود که آنرا نیز بما نمائی تاجر این التماس را اجابت نموده، کاظم بازگشته روز دیگر مرا گفت: برو و غایت ثمن کنیزک بیمار را از تاجر پرسیده بهرچه بگوید او را بیع نمای و من پیش تاجر مغربی رفتم و از بهای آن جاریه سؤال کردم، جواب داد که او را از مبلغ کذا کم نمیفروشم، گفتم: بدان مبلغ که نام بردی من وی را خریدم، گفت: من هم بتو فروختم، اما بگوی که آن مرد که دیروز همراه وی بودی کیست؟ گفتم: مردی است از بنی هاشم، گفت: از کدام قبیلهٔ هاشم؟ گفتم: بیش از این نمیدانم. پس گفت: ترا خبری دهم من این کنیزک را در اقصای مغرب خریدم و زنی از اهل کتاب با من گفت که این کنیزک از کیست؟ گفتم: او را برای مردی خریده ام. گفت: کلا و حاشا هرگز این کنیزک بتو مخصوص نتواند بود باید که او نزد بهترین اهل زمین باشد و از وی به اندک زمانی فرزندی در وجود آید که از شرق تا غرب مانند وی کسی نبود راوی گوید که چون آن جاریه را به کاظم (ع) رسانیدم، بعد از انقضای اندک وقتی رضا (ع) از وی تولد نمود و روایتی آنکه والدهٔ امام رضا (ع) نجمه نام داشت و در اول حال کنیزک حمیده بود که مادر کاظم است و حمیده شبی محمد رسول اللََّه (ص) را در خواب دید که فرمود نجمه را به پسر خود موسی بخش که زود باشد که از وی فرزندی متولد گردد که بهترین اهل زمین باشد و آن حمیده صفات بر طبق اشارت سید کائنات عمل نمود و امام هشتم از نجمه تولد فرمود. آنگاه حمیده او را طاهره نام نهاد از طاهره مروی است که گفت: در آن ایام که به علی بن موسی الرضا (ع) حامله بودم اصلاً ثقل احساس نمیکردم و در اوقات نوم از شکم خود آواز تسبیح و تهلیل و تقدیس و تمجید میشنودم و هول و هیبت بر من مستولی شده، چون بیدار میگشتم هیچ صوتی به گوش من نمی رسید و در آن دم که رضا (ع) در وجود آمد، دیدم که دستها بر زمین نهاده بود و سر بجانب آسمان برداشته و لبهای او می جنبید، چنانکه کسی سخن گوید و مناجات کند. (از حبیب السیر چ خیام ج ۲ صص ۸۳ -۸۴).
کلمات همقافیه با «طاهره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر