معنی طاهرلو
6 بازدید
[ هِ ] (اِخ) دهی است از دهستان خدابنده لو بخش قروهٔ شهرستان سنندج، واقع در ۲۶هزارگزی جنوب خاور گل تپه و ۶هزارگزی خاور دلی محمد. کوهستانی و سردسیر است، با ۶۵۰ تن سکنه. آب آن از چشمه ها. محصول آنجا غلات، انگور، لبنیات و صیفی. شغل اهالی زراعت و گله داری. راه آن مالرو است. تابستان از طریق بهار و جمشیدآباد میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ هِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان قشلاقات افشار بخش قیدار شهرستان زنجان، واقع در ۴۸ هزارگزی باختر قیدار و ۳۶هزارگزی راه مالرو عمومی. کوهستانی و سردسیری است، با ۱۷۰ تن سکنه. آب آن از قزل اوزن. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان گلیم و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «طاهرلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر