معنی طالسفر
7 بازدید
[ لِ فَ ] (معرب، اِ) بسباسه. دارکیسه. ماقر. لسان العصافیر و گویند برگ زیتون هندی است. و رجوع به طالیسفر شود.
کلمات همقافیه با «طالسفر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فر» برای سرودن شعر