معنی طالسان
7 بازدید
[ لِ ] (معرب، اِ) طیلسان. چادر. (منتهی الارب). در حاشیهٔ المعرب جوالیقی آمده است که طیلسان را طیلس و طالسان هم گویند (به کسر لام در طالسان) و در المعیار وادی شیر آمده که کلمهٔ طیلسان معرب «تالسان» به کسر لام است، و صاحب المعیار کلمهٔ طالسان یا طیلسان را چنین تفسیر کرده است: «جامه ای است که آن را بر کتف پوشند.» و هم گوید: «جامه ای است که همهٔ بدن را فرامی گیرد، برای پوشیدن آن را بافند، و خالی از برش و خیاطی است». وادی شیر گوید: «عبای مدوری است برنگ سبز که قسمت فرودین ندارد. پود آن از پشم است، خواص علما و مشایخ آن را پوشند، و آن از لباسهای عجمان است». (المعرب جوالیقی ص ۲۲۷). و صاحب منتهی الارب ذیل طیلسان آرد: کلمهٔ مزبور معرب تالشان است. و رجوع به طیلسان و تالشان شود.
کلمات همقافیه با «طالسان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر