معنی طاعتنمود
6 بازدید
[ عَ نِ / نُ / نَ ] (مص مرکب مرخم) فرمانبری نشان دادن. اظهار طاعت کردن : رسول به نزدیک امیر اسماعیل آمد و نامه بداد و از طاعت نمود امیر بلخ و گورکانیان خبر داد. (تاریخ بخارا).
کلمات همقافیه با «طاعتنمود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر