معنی طارمی
7 بازدید
[ رَ ] (اِ) نرده. پکوک. || دست انداز. ستن آوند. رجوع به طارم شود.[ رَ ] (اِخ) میردوست از شعرای طارم بوده دوازده سال بمجاورت و خدمت روضهٔ رضویه اشتغال داشته و همایون پادشاه وی را از هواخواهان خویش میشمرده است. این شعر بدو منسوب است: چاکها کز دست عشقش در گریبان من است هر طرف راهیست کز جانان سوی جان من است. (از صبح گلشن ص ۲۶۰).
کلمات همقافیه با «طارمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر