معنی طارمة
5 بازدید
[ رَ مَ ] (معرب، اِ) خانهٔ از چوب. معرّب تارم. (منتهی الارب). خانهٔ چوبین چون قبه. ج، طارمات. (دستوراللغهٔ ادیب نطنزی). بیت من خشب. فارسی معرب، نقله الجوهری، و زاد الازهری: کالقبة. (تاج العروس). خانهٔ از چوب چون گنبدی. (زمخشری). || هر بناء گرد. (زمخشری). || خرگاه. ج، طوارم. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «طارمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر