معنی طارفة
6 بازدید
[ رِ فَ ] (ع ص) طارف. جاء بطارفة عین؛ آورد مال بسیار از. (منتهی الارب). ج، طوارف. || در عربی بکسر ثالث، شخصی را گویند که میان او و جدّ اکبر او آباء بسیار باشند یعنی از جد اکبر خود بسیار دور باشد. (برهان). || میوه و جز آن که غریب و نادر بود.
کلمات همقافیه با «طارفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر