معنی ضیکل
6 بازدید
[ ضَ کَ ] (ع ص) کلان جثهٔ فربه پرگوشت. (منتهی الارب). || مرد برهنه. (مهذب الاسماء). برهنهٔ از فقر، یا عام است. || نیازمند. محتاج. ج، ضیاکل، ضیاکلة. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضیکل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کل» برای سرودن شعر