معنی ضیافتخانه
6 بازدید
[ فَ نَ / نِ ] (اِ مرکب) مهمانخانه : به ضیافت خانهٔ عقارب نواهس و حَیّات لواحس بشتافت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۵۶). از ضیافت خانهٔ درد تو دل نومید نیست هر نصیبی زآن سر خوان با جگرخواران رسید. کمال خجندی.
کلمات همقافیه با «ضیافتخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر