معنی ضومر
7 بازدید
[ ضَ مَ ] (ع اِ) حوک. حوک خوانند و آن بادروج است. (اختیارات بدیعی). بادروج. (فهرست مخزن الادویه). || گل بستان افروز است و آن را تاج خروس هم می گویند و بوییدن آن عطسه آورد. (برهان).
کلمات همقافیه با «ضومر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مر» برای سرودن شعر