معنی ضلیل
7 بازدید
[ ضَ ] (ع ص)بسیار در پی گمراهی رونده. (منتهی الارب). گمراه. بیراه. (دهار). || رجلٌ ضلیل؛ مردی بی دین. (مهذب الاسماء).[ ضِ لْ لی ] (اِخ) الملک الضلیل؛ لقب امرؤالقیس بن حجر الکندی است، و فیه الحدیث: اشعر الناس الملک الضّلیل. (منتهی الارب).[ ضِ لْ لی ] (ع ص) بسیار گمراه. (منتخب اللغات). مرد سخت گمراه و بسیار در پی ضلالت رونده. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضلیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر